پيتر ايرلندي1
فيلسوف ايرلندي، كه در حدود 1240 ـ 1260، در ناپل برآمد. او را نبايد با پطروس دو ايزِرنيا (در كامپوباسو، آبروتزي) اشتباه كرد، كه در 1224، در ناپل استاد حقوق بود.
در حدود 1240 ـ 1242، معلم طبيعيات قديس توما بود. در حضور شاه مانفرد حدود 1258 ـ 1266، بحث جامعالاطرافي كرد. تعبير او از فلسفهٴ ارسطو شديداً ابنرشدي بود.
رابرت كيلواردبي2
در انگلستان زاده شد، به سلك دومينيكيان درآمد؛ در 1248 ـ 1261، در پاريس و آكسفورد تدريس كرد (اين دوره، زمان بزرگترين فعاليت ادبي او بود)، رئيس دومينيكيان انگليس در 1261 ـ 1272، اسقف كانتربري در 1272 ـ 1278؛ اسقف كاردينال پروتو در 1279، در ويتربو درگذشت. فيلسوف و نحوي انگليسي.
عليٰرغم اين كه دومينيكي بود، تمايلات شديد ضد تومايي داشت، و در 1277، موجب شد دانشگاه آكسفورد برخي عقايد توما را تكفير كند. شرحهايي بر آثار ارسطو، بويتيوس، و بر عبارات پطروس لومباردي نوشت. دو رسالهٴ فلسفي تأليف كرد؛
در باب وحدت صور؛ و اندر باب منشأ و تقسيمات فلسفه. شايد اين آخري مهمترين تأليف نوع خودش در قلمرو مسيحيت قرون وسطا بود؛ و اصلاحي از رسالهٴ گونديسالوو (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم) بود، كه خود آن از فارابي اقتباس شده بود، و براساس برخي عقايد هوگوي سن ويكتوري (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم)، قرار داشت. اوپس از مقايسهٴ هفت هنر آزاد، فنون مكانيكي را به سه شعبهٴ (كشاورزي، تغذيه، طب)، و چهار شعبهٴ (لباسدوزي، اسلحهسازي، معماري، تجارت) تقسيم ميكند. رسالههاي او دربارهٴ دستور زبان، بهويژه شرح او بر رسالهٴ پريسكيانوس، از موفقيت زيادي برخوردار شد.
تامس يوركي3
فرانسيسي انگليسي. در 1253، از دانشگاه آكسفورد فارغالتحصيل شد؛ در كيمبريج تدريس كرد؛ در 1260، فوت كرد. واقعگراي ميانهرو در 1250 ـ 1260، رسالهٴ مفصلي دربارهٴ مابعدالطبيعهٴ ارسطو تأليف كرد، كه سبك تازهاي داشت، و به شش باب تقسيم شده بود: 1) در باب خالق؛ كلام تعقلي؛ 2) منشأ وجود، آغازجهان؛ عناصر وجود، ماده، و صورت؛ 3) حكمت اولٰي، بحث بيشتر دربارهٴ وجود و عليت؛ 4) در باب تقسيمات داخلي،